السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
18
گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى (ع) (فارسى)
از روحيهء خاص انقلابى آن حضرت نشأت گرفته است و امام حسن ( ع ) فاقد آن بوده است تفسير نمود . زيرا همانگونه كه گفته شد تمامى صفاتى كه به لحاظ جنبهء هدايت و عملكرد اجتماعى در امام حسين ( ع ) موجود است ، در امام حسن ( ع ) نيز وجود دارد و بنابراين اعتقادات ما اين دست از تفاسير را نمىپذيرد . ثانياً : اين تفسير به لحاظ تاريخى نيز پذيرفتنى نيست . زيرا كه ما مىدانيم امام حسين ( ع ) در مدت ده سال امامت امام حسن ( ع ) زندگى كرده ولى قيامى نكرده است . همچنين ده سال پس از شهادت امام حسن ( ع ) در دورهء حكومت معاويه زندگى كرده است و قيام نكرده است . در حالى كه در همين زمان نامهها و پيامهايى از عراق به ايشان مىرسيده و از ايشان درخواست قيام مىشده است . سليمان بن صرد خزاعى خدمت ايشان مىرسد و از ايشان درخواست خروج مىنمايد . « 1 » و ليكن ايشان ، اين درخواست را رد مىنمايد و خود را پاىبند به روش امام حسن ( ع ) مىداند . هم چنان كه پس از قضيهء صلح امام حسن ( ع ) برخى از تندروهاى شيعه [ كه به زعم خويش ] از امام حسن ( ع ) مأيوس شده بودند ، نزد ايشان مسألهء قيام را مطرح نمودند چرا كه عمق مسأله و پس زمينهء اين صلح را - كه در
--> ( 1 ) - موسوعهء كلمات الامام الحسين ( عليه السّلام ) : 291 .